ميرزا محمد على وفا زواره اى

128

تذكرهء مآثر الباقريه ( فارسي )

زرگر 82 اسمش آقا محمّد حسن و صاحب خلق مستحسن . از اهالى اصفهان و نظمش مرغوب و مطلوب پير و جوان . زرگرىاش « 1 » كار و با زر و سيمش ، بازار است . طبعش در بوتهء فكرت ، گداخته و شعرش چون زر جعفرى ، از قلب و غش پرداخته است بدائع قصايدش ، ساعد شاهد نظم را سوار است . و لطايف غزلش ، گوش عروس سخن را گوشوار چون در رستهء خدّام سركار شرايع « 2 » مدار قدوة الايام مقتدى الانام كه صيرفى دار العيار شريعت و جوهرى مخزن ملّت است ، تميمهء اخلاصش مايهء اعتضاد است و خاتم ارادتش ، پيرايهء خنجر اعتقاد . گاهى سبيكهء مدحتى كه خالص خلاص خلوص است ، در آن حضرت ، برطبق عرض مىگذارد و نقد نيازمنديش ، بر آن « 3 » نظر كيميا اثر كه محك خير و شر است ، معروض آرد . « 4 » قصيده اين « 5 » چه دُرج است كه مشحون به دُر اسرار است * و آنچه بحرى كه گهر در صدفش بسيار است هست در صورت و معنى ، صدفى پُرلؤلؤ * كه همه لؤلؤِ او رشكِ دُر شهوار است عالم‌آرا قمرى كش كلف از مهر « 6 » طرى است * كه چو آن مشك نه در چين و نه در تاتار است

--> ( 1 ) - شغل زرگرىاش ( 2 ) - جلالت ( 3 ) - بدان ( 4 ) - اين لغز را به اسم كتاب گفته ( 5 ) - آن ( 6 ) - مشك